آنالیز داده و هوش تجاری

هوش تجاری یا هوشمندی کسب و کار (Business Intelligence) به فرآیند تبدیل داده‌های خام به اطلاعات مفید و معناداری گفته می‌شود که به مدیران سازمان کمک می ‌کند تا مقادیر عظیمی از اطلاعات را برای شناسایی و توسعه فرصت‌های جدید به کار برده و تصمیم های خود را بر اساس واقعیت و نه حدس و گمان، سریع‌تر اتخاذ کنند و با اعمال یک استراتژی اثربخش، عملکرد سنجیده‌ در زمان مناسب از خود نشان دهند.
با سامانه یا نرم افزار هوش تجاری، اطلاعات مناسب در بهترین زمان در دسترس افراد تصمیم‌گیرنده قرار میگیرد و کاوش و تحلیل اطلاعات را برای ایشان ساده می‌سازد. بهینه ‌سازی فرایندها و ارزیابی عملکرد سطوح سازمان، درک بهتری از آنچه در یک مجموعه اتفاق می افتد را برای مدیران میسر میسازد. صحت اطلاعات مورد استفاده و عکس العمل به موقع که بر این اساس نشان داده می¬‌شود، کارایی بخشها و مجموعه های وابسته به یک سازمان را بالا برده و مزایای رقابتی را افزایش میدهد. نرم افزار هوش تجاری، اطلاعات مفید را استخراج می‌نماید تا براساس آن بتوان با پیش بینی تغییرات، برنامه ریزی کرده و راهکاری مناسب در نظر گرفت.
حل مسائلی که با روش‌های قدیمی ممکن نیست با سیستم هوش تجاری آسان تر می‌گردد. این سامانه به مدیران کمک می‌کند تا دانش گسترده‌تری از عوامل مؤثر در عملیات سازمان مانند: معیارهای اندازه‌گیری وضعیت مالی، فروش، تولید و عملیات داخلی، شرایط منابع انسانی را در اختیار داشته باشند. در فضای اطلاعاتی و رقابتی امروز، قدرت از آن سازمانی است که اطلاعات صحیح در اختیار دارد. آگاهی از تقاضای بازار، نیازمندی های مشتری و شرایط درونی¬ پیرامون سازمان، از ملزومات مورد نیاز یک مدیر برای تصمیم گیری است و تنها هوش تجاری این امکان را فراهم می کند تا با درک صحیح از تغییرات مثبت یا منفی محیط، بهترین راه حل را اتخاذ کند.
در سازمانی که نرم افزار BI در آن بکار گرفته می‌شود، مدیران می‌توانند اطلاعات هزینه‌ها را از داخل سازمان استخراج نمایند و بدانند که هزینه‌ها چه هستند و تصمیم‌هایی برای کاهش و حذف آن‌ها بگیرند. تغییرات آینده را پیش‌بینی کنند و برای مسائل خود راه‌حلی مناسب داشته باشند.
پیاده سازی هوش تجاری در سازمان‌ها، فرایندی پویا و تعاملی است. این فرایند با یک سؤال شروع می‌گردد و پاسخ‌ به سوالات در یک حلقه تکرار فراهم می شود. پرسش، پاسخ، طبقه بندی، برنامه‌ریزی، نتیجه گیری و هدایت در هر مرحله از اجرا، از ابتدا تا انتهای فرایند پیاده سازی هوش تجاری انجام می گیرد. بنا به درخواست مدیران تصمیم گیر، سوالات طبقه بندی می شود و بر این اساس، جهت پاسخگویی به آنها برنامه ریزی صورت می پذیرد.
برای استقرار یک سیستم هوشمندی کسب و کار در یک سازمان می‌توان ۵ مرحله اساسی را در نظر گرفت. این مراحل عبارتند از:
شناسایی اطلاعات مورد نیاز سازمان
در این مرحله تصمیم می‌گیریم “چه می‌خواهیم بدانیم؟”. پاسخگویی به این سؤال، به دانستن نیازهای سازمان مورد نظر برای اتخاذ تصمیمات کلیدی تجاری منجر می‌شود. در بخش‌های مختلف هر سازمان، برای مدیران، سؤالات مختلفی مطرح می‌شود و معیارهای متفاوتی برای ارزیابی کارایی وجود دارد که همه این موارد باید شناسایی شوند. اطلاعات هوشمند مورد نیاز در سازمان چگونه تعیین می‌شوند؟ در سازمان چه تصمیماتی گرفته می‌شود؟ این تصمیمات برای چه باید اتخاذ شوند؟ تصمیمات سازمان در چه زمانی باید اتخاذ شوند؟ چه کسانی از این اطلاعات هوشمند برای تصمیم‌گیری استفاده خواهند کرد؟ اطلاعات هوشمند مورد نظر، اساساً مورد نیاز سازمان هستند و نمی‌توان بدون آنها تصمیم‌گیری کرد، یا اگر سازمان این اطلاعات را داشته باشد، بهتر است؟
منابع داده
اکثر سازمان‌ها بدون داشتن یک استراتژی اولیه برای فناوری اطلاعات گسترش یافته‌اند. این فقدان چشم‌انداز، سبب شده که آنها به سیستم‌های مختلف و منابع داده‌ای مختلف و حتی تولید برنامه‌های کاربردی مجزا روی بیاورند که این مسأله موجب شده است، منابع داده‌ای مختلفی در سازمان وجود داشته باشد. این منابع داده‌ای می‌توانند داده‌های مربوط به پایگاه داده‌های مختلف یا سوابق پروژه‌ها، طرح‌ها، اقدام‌ها، اسناد مالی، دستورالعمل‌ها یا اطلاعات نرم‌افزارهای موجود سازمان را در برگیرد. در راستای اجرای فرایند هوش تجاری، این داده‌ها در پایگاه داده تحلیلی بارگذاری می‌شود.
استخراج، تبدیل و بارگزاری داده (ETL)
در این مرحله، استخراج، تبدیل و بارگذاری داده صورت می‌پذیرد. طی فرایند ETL، داده‌ها از منابع اطلاعاتی مورد نیاز موجود در سازمان و یا خارج از آن مانند پایگاه‌های داده، فایل‌های متنی، سیستم‌های قدیمی و صفحات گسترده استخراج شده و تبدیل به اطلاعاتی سازگار با فرمت معین می‌شوند و سپس در یک مخزن اطلاعاتی که اغلب یک انبار داده است، قرار داده می‌شوند. برای انجام ETL، نیاز به تخصص‌های مختلفی چون تجزیه و تحلیل تجاری، طراحی پایگاه داده و برنامه‌نویسی وجود دارد. فرایند ETL یک پروسه محسوب می‌شود به این معنی که به صورت پیوسته در سیستم باید انجام شود.
پایگاه داده تحلیلی
پایگاه داده تحلیلی یا انبار داده، به عنوان هسته هر راهکار هوش تجاری در نظر گرفته می‌شود. یک انبار داده، یک مجموعه‌ موضوع‌گرا، یکپارچه، متغیر از لحاظ زمان و غیر فرار از داده، به منظور حمایت از فرایند تصمیم‌گیری می‌باشد. این عنصر، مسؤول نگهداری همه داده‌های آماده از سوی پایگاه داده بعد از سازمان‌ دهی و همگن‌سازی می‌باشد. این داده‌ها سپس به وسیله تصمیم‌گیران و آنالیزگران، از طریق ابزارهای نهایی مثل داشبورد یا گزارش‌های قابل اجرا، قابل دستیابی است.
یک انبارداده خوب طراحی شده، باید نیازهای فعلی و آینده کاربر را در نظر بگیرد و در همان زمان و برای دستیابی سریع و تعاملی بهینه شده باشد. همچنین انبار داده باید به اندازه کافی منعطف باشد تا از رشد سریع داده و تغییرات درون سازمان حمایت کند. در واقع انبار داده، مجموعه‌ای از اطلاعاتی است که به گونه‌ای مناسب، برای انجام عملیات گزارش‌گیری و تحلیل داده‌ها بر اساس پارامترهای مختلف، طراحی شده است. این سیستم، اغلب به صورت جداگانه‌ از سیستم‌های عملیات روزانه قرار می‌گیرد. هدف اصلی آن، ایجاد بستری مناسب برای تولید اطلاعاتی است که به سازمان برای اتخاذ تصمیم‌های درست کمک می‌کند.
ارائه داده و نمایش اطلاعات
اجرای این مرحله به کاربران و مدیران این امکان را می‌دهد که به داده‌های درون انبار داده دست یابند. از آنجایی که نقش‌ها و پروفایل‌های مختلفی ممکن است درون یک سازمان یافت شود، همه‌ ابزارهای لایه اطلاعات کارکرد یکسانی ندارند و آنها می‌بایست بر طبق هدف کاربر نهایی انتخاب شوند. بعضی از این ابزارها، روی عملکرد آنالیز متمرکز شده‌اند و برای افرادی مناسب هستند که نیاز به نگاه عمیق به داده‌ها برای پیدا کردن معیارهای خاص و یا الگو دارند. برنامه‌های کاربردی دیگر، مثل داشبوردهای اجرایی‌، برای سطوح مدیریتی که نیاز به یک نمای کلی و تلفیقی از وضعیت فعلی شرکت می‌باشد، طراحی می‌شود.
این موضوع را باید بدانیم که ابزارهای گزارش‌گیری از کارایی لازم برای مدیران برخوردار نیستند. این ابزارها معمولاً در محدوده سیستم‌های عملیاتی بکار گرفته می‌شوند و مدیران استفاده مؤثری از آن نخواهند کرد. استقرار هوش تجاری (BI) در سازمان‌ها و استفاده از یک ابزار قوی راه‌حل ضروری برای آن‌ها است.
داشبورد مدیریتی ابزاری است که به کمک شاخص‌ها، گزارش‌ها و نمودارها که مدیران با استناد به آن بتوانند در هرلحظه عملکرد سازمان را مشاهده و وضعیت تحقق اهداف استراتژیک را بررسی نمایند. داشبوردها، مجموعه‌ای از شاخص‌های عملکردی (PI)، شاخص‌های کلیدی عملکردی (KPI) و سایر اطلاعات مرتبط با سازمان و پیرامون آن هستند.
شاخص‌های کلیدی عملکرد، اساساً نشان‌دهنده میزان موفقیت سازمان در دستیابی به اهداف استراتژیک هستند و ازاین‌رو در معرض توجه و بررسی قرار دارند. باید این نکته را در نظر داشت که هدف یک داشبورد، بررسی و استفاده از کلیه اطلاعات موجود نیست. بلکه همان‌گونه که گفته شد، محصول بینشی جامع از سازمان و اتفاقات درون و بیرون آن می‌باشد، به‌نحوی‌که تصمیم‌گیری‌های بهینه مدیریتی و پیش‌بینی روال‌های آتی ممکن گردد.
مزایا و منافع هوش تجاری
کاهش هزینه و ایجاد ارزش با به دست آوردن اطلاعات در زمان مناسب
افزایش سرعت در دریافت گزارش‌ها
افزایش دقت و صحت اطلاعات ارائه ‌شده
پایداری گزارش‌های سیستم در صورت قطع منبع داده
قابلیت انعطاف در تولید انواع گزارش‌های مورد نیاز کاربران
شناسایی نیاز‌های نرم‌افزاری و راه‌اندازی سیستم‌های جدید عملیات
یکپارچگی و افزایش امکان دسترسی به گزارش‌ها و انواع تحلیل‌ها در عین امنیت
هدفمندسازی اطلاعات با در نظر گرفتن حوزه‌های پراهمیت با توجه به استراتژی‌ها و اهداف مجموعه و صنعت

Leave Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *